آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
300
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
به همان اندازه كه مردان به آزادى خود علاقه دارند ، همانقدر نيز براى زنان خويش محدوديت قائل مىشوند و حتى راضى نيستند كوچكترين آزاد عملى به زنان خود بدهند تا با مرد بيگانهئى صحبت كند و يا بدون غرض و منظورى معاشرت محدود داشته باشد و اين امر ناشى از ترس در برابر فساد احتمالى همسر اوست . حال اگر مرد دريابد كه زن او با تمام مراقبتها و محدوديتها مرتكب خطا و انحراف شده است ، به هيچوجه مايل نيست كه بين مردم انگشتنما شود . در اين مورد ، هم قدرت و هم قانون در اختيار اوست . اگر مرد با زن شوهردارى ارتباط داشته باشد هر دو نفر را براساس موازين شرع به قتل مىرسانند و شوهر زن زناكار يكدست خلعت از قاضى دريافت مى - كند . حال اگر مرد بخواهد يا بتواند كه نگذارد كار به اينجا بكشد آزاد است كه همسر خود را طلاق دهد . رسم متداول اينست كه به علت هرزهدرائى مرد و ساير علل متقن ، زن و مرد مىتوانند از يكديگر جدا شوند . آنها نمىتوانند سرخود از هم طلاق بگيرند ، بلكه بايد اين كار در برابر قاضى و با صدور طلاقنامه رسمى انجام گيرد . براى زن و شوهر ، هر دو امكان دارد كه در مقابل قاضى حاضر شوند و طلاق خود را درخواست كنند . اكنون كه زن و شوهر از يكديگر جدا شدهاند ، هر كدام كه مايل باشند مى - توانند ، هر زمان و در هر كجا دوباره ازدواج كنند ، منتها زن مطلقه بايد سه ماه و ده روز پس از انجام طلاق در انتظار بماند تا بتواند براى بار دوم ازدواج كند ، اين انتظار از آن جهت است كه اولا زن از شوهر قبلى خود آبستن نباشد ، دوم آنكه ، چنانچه ميل به بازگشت از دو طرف به زندگى زناشوئى قبلى وجود داشته باشد ، ظرف اين مدت و هرچه زودتر انجام گيرد .